
تحلیلگران Delphi Digital بحثی را دوباره مطرح کردهاند که آیا توکنهای کریپتو و سهام شرکت میتوانند بدون ایجاد ادعاهای متضاد، ارزش را به اشتراک بگذارند یا خیر.
در یک میزگرد که در ۱۵ ژوئیه برگزار شد، تحلیلگر Ceteris گفت که سرمایه بازار (مارکت کپ) توکنها معمولاً باید کمتر از ارزش اختصاص یافته به شرکت مرتبط باشد، زیرا سهامداران عمدتاً سودهای تجاری را دریافت میکنند.
Delphi این بحث را تحت عنوان "آیا توکنهای کریپتو از اساس معیوب هستند؟" منتشر کرد. این قسمت به پروژههایی مانند Grass، Venice و سایر پروژهها پرداخت که در آنها یک شرکت خصوصی در کنار یک توکن قابل معامله عمومی فعالیت میکند.
سهام به سهامداران حق مالکیت در یک شرکت را میدهد. Investor.gov بیان میکند که سهام نشاندهنده سهمی متناسب از داراییها و سودهای یک شرکت سهامی است. سهامداران عادی ممکن است در امور شرکت رای دهند و در صورت تایید هیئت مدیره، سود سهام دریافت کنند.
یک توکن کریپتو ممکن است حقوق متفاوتی داشته باشد. برخی دسترسی به شبکه، پاداش یا حق رای برای حاکمیت را فراهم میکنند. برخی دیگر از استیکینگ، تخفیف کارمزد یا پرداختها پشتیبانی میکنند. نگهداری یک توکن به طور خودکار به صاحب آن ادعای قانونی بر درآمد، داراییها یا عواید فروش شرکت نمیدهد. این حقوق به اسناد، قراردادها و ساختار حقوقی پروژه بستگی دارد.
Ceteris استدلال کرد که این تفاوت باید ارزشگذاری توکنها را زمانی که یک پروژه سرمایهگذاران سهام نیز دارد، محدود کند. او گفت که بیشتر "سودهای نقدی واقعی" در نهایت به سهامداران سرازیر میشود. سرمایه بازار توکن "باید به طور کلی کوچکتر باشد" مگر اینکه پروژه یک سیستم شفاف داشته باشد که ارزش را به دارندگان منتقل کند.
Ceteris گفت مشکلات زمانی بوجود میآیند که پروژهها مرز بین توکنها و سهام را نامشخص بگذارند. یک شرکت ممکن است توکن را به عنوان مرکز یک اکوسیستم بازاریابی کند در حالی که درآمد، مالکیت فکری، قراردادهای مشتریان و حقوق فروش را در داخل نهاد سهامی نگه دارد. سپس خریداران توکن ممکن است دارایی را طوری قیمتگذاری کنند که گویی تمام کسبوکار را در بر میگیرد.
این ساختار گروههایی با منافع متفاوت ایجاد میکند. سهامداران ممکن است بخواهند شرکت سودها را حفظ کند، سرمایه جذب کند یا به دنبال فروش باشد. دارندگان توکن ممکن است تقسیم کارمزد، بازخرید، سوزاندن یا حاکمیت قویتر درونزنجیرهای را ترجیح دهند. مدیریت باید تصمیم بگیرد که کدام طرف از محصول ارزش دریافت میکند.
قسمت Delphi از Grass و Venice به عنوان مثال استفاده کرد. این ادعا را نکرد که هر ساختار دوگانهای شکست خواهد خورد. سخنرانان بر این تمرکز داشتند که آیا پروژهها افشا میکنند که درآمد به کجا میرود و آیا دارندگان توکن حقوق اقتصادی قابل اجرا یا برنامهریزیشده دارند.
حاکمیت به تنهایی ممکن است مشکل را حل نکند. همانطور که crypto.news در راهنمای توکنهای حاکمیتی خود توضیح میدهد، دارندگان میتوانند در مورد پیشنهادات پروتکل رای دهند، اما هر پروژه تعریف میکند که این آرا چه چیزی را کنترل میکنند. یک توکن ممکن است انگیزهها یا بهروزرسانیهای فنی را اداره کند بدون اینکه شرکتی را که نرمافزار کلیدی و توافقات تجاری را دارد، کنترل کند.
یان لیبرمن، همبنیانگذار Delphi Digital، گفت که توکنها ممکن است همچنان عملکرد خوبی داشته باشند وقتی شرایط بازار قوی باقی بماند. نقدینگی رو به رشد میتواند قیمتها را بالا ببرد حتی زمانی که ارتباط یک توکن با درآمد محدود باشد. معاملهگران ممکن است به جای توزیع جریان نقدی، بر رشد کاربران، لیست شدن در صرافیها یا روایتهای بازار تمرکز کنند.
با این حال، لیبرمن گفت که این ساختار میتواند زمانی که شرایط کسبوکار بدتر میشود یا سهامداران به دنبال خروج هستند، تضعیف شود. یک فروش ممکن است شرکت عامل، نام تجاری یا مالکیت فکری را به یک خریدار منتقل کند در حالی که دارندگان توکن را خارج از معامله رها کند. نتیجه به توافقات مرتبط کننده شرکت و شبکه بستگی دارد.
این خطر میتواند زمانی نیز پدیدار شود که درآمد کاهش یابد. سرمایهگذاران سهام ادعاهای رسمی در ساختار شرکتی دارند، در حالی که حمایت از توکن ممکن است به تصمیمات شرکت یا رایهای حاکمیتی بستگی داشته باشد. یک پروژه میتواند انگیزهها را کاهش دهد، بازخریدها را به تاخیر اندازد یا کارایی را تغییر دهد مگر اینکه قوانین الزامآور مانع این تغییرات شوند.
سهام نیز خطراتی از جمله رقیقسازی، ورشکستگی و زیانهای عملیاتی را به همراه دارد. توکنها ممکن است نقدینگی جهانی و سیستمهای شفاف درونزنجیرهای را ارائه دهند. استدلال Delphi بر قیمتگذاری دقیق این حقوق متفاوت متمرکز بود تا اینکه هر دو دارایی را به عنوان ادعاهای برابر در نظر بگیرد.
چندین پروژه کریپتو اکنون از سیستمهای مرتبط با درآمد برای کم کردن این شکاف استفاده میکنند. بازخریدها از درآمد پروتکل برای خرید توکنها استفاده میکنند. سوزاندن توکنها را برای همیشه از گردش خارج میکند. تقسیم کارمزد بخشی از درآمد شبکه را به شرکتکنندگان واجد شرایط ارسال میکند. هر مدل یک ارتباط شفافتر بین فعالیت و اقتصاد توکن (توکنومیکس) ایجاد میکند.
همانطور که crypto.news گزارش داد، Hyperliquid درآمد حاصل از معاملات را از طریق صندوق کمک خود به خرید توکن HYPE هدایت کرده است. این مکانیسم تا مه ۲۰۲۶ بیش از ۱.۱۶ میلیارد دلار از کارمزدها را برای خرید توکن استفاده کرده بود.
در همین حال، Jito پیشنهاد کرد از درآمد DAO برای بازخرید و سوزاندن دائمی JTO استفاده شود. این پیشنهاد سهم خود از درآمد JTX را حداقل تا سهماهه چهارم سال ۲۰۲۷ به سمت سازوکار توکن هدایت خواهد کرد.
به طور مشابه، برنامه کارمزد Uniswap درآمد پروتکل را به سوزاندن UNI در سراسر شبکههای پشتیبانیشده تبدیل میکند. این سیستم کارمزدهای پروتکل را با کاهش عرضه توکن مرتبط میکند به جای اینکه سود سهام را مستقیماً به دارندگان ارسال کند.
این سیستمها توکنها را به سهام تبدیل نمیکنند. دارندگان ممکن است همچنان فاقد ادعا در مورد داراییهای شرکت، سود سهام یا عواید حاصل از تملک باشند. با این حال، مکانیزمهای خودکار و افشا شده، اندازهگیری تقاضای توکن را از طریق درآمد، حجم بازخرید، تغییرات عرضه و کنترلهای حاکمیتی آسانتر میکنند.
میزگرد Delphi خواستار انتظارات کمتر شد زمانی که این ارتباطات ضعیف باقی بماند. آزمون اصلی آن این است که کدام دارایی پول نقد تولید شده توسط کسبوکار را دریافت میکند. وقتی سهام درآمد را جذب میکند و توکن عمدتاً به تقاضای بازار متکی است، اختصاص دادن ارزشگذاریهای مشابه به هر دو ممکن است جایگاه اقتصادی توکن را بیش از حد واقعی نشان دهد.