
شرکت مادر بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) به تازگی یک شرطبندی ۲ میلیارد دلاری روی پلیمارکت (Polymarket) را به پایان رساند. کالشی (Kalshi) یک میلیارد دلار با ارزشگذاری ۲۲ میلیارد دلار جذب کرد، در حالی که درآمد کارمزدی تولید کرد که اکثر بورسها به آن حسادت میکردند. هفت لایحه در کنگره خواهان ممنوعیت کامل این دسته هستند. وال استریت روی بازارهای پیشبینی قمار نمیکند؛ بلکه در حال خرید لایه احتمالات سیستم مالی است و این تفاوت همه چیز را توضیح میدهد.
وال استریت یک نشانه قابل اعتماد دارد: به آنچه بورسها میخرند، توجه کنید. بورسها صاحبان بازار هستند؛ آنها بدون پذیرش ریسک فعالیتها را نقد میکنند، و وقتی یک اپراتور بورس یک چک چند میلیارد دلاری مینویسد، به این نتیجه رسیده است که نوع جدیدی از فعالیت به اندازه کافی پایدار است که بتوان از آن مالیات گرفت.
در ماه مارس، اینترکانتیننتال اکسچنج (Intercontinental Exchange)، اپراتور ۸۰ میلیارد دلاری بورس اوراق بهادار نیویورک و دوازده مرکز تنظیمشده دیگر، دقیقاً همین قضاوت را به پایان رساند: یک سرمایهگذاری ۶۰۰ میلیون دلاری که تعهد ۲ میلیارد دلاری کلی به پلیمارکت (Polymarket)، بازار پیشبینی بومی کریپتو، را تکمیل کرد، با ارزشگذاریهایی که از ۹ میلیارد دلار به سمت ۱۵ میلیارد دلار در دور بعدی هدفگذاری شده، افزایش یافت.
چند هفته قبل، کالشی (Kalshi)، رقیب اصلی و تنظیمشده پلیمارکت، بیش از یک میلیارد دلار با ارزشگذاری ۲۲ میلیارد دلار جذب کرد که دو برابر ارزشگذاری زمستان آن بود، بر اساس درآمدی که تخمینها بین ۸۵۰ میلیون دلار تا ۱.۵ میلیارد دلار در سال قرار میدهند.
سپس، بنیانگذاران این دو شرکت به طور مشترک یک صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر برای بخش خودشان تأسیس کردند، معادل شرکتی که ژنرالهای رقیب یک آکادمی نظامی تأسیس میکنند، در حالی که درآمدهای رابینهود (Robinhood) به آرامی نشان داد که قراردادهای رویداد از کسبوکار کریپتو آن درآمد بیشتری دارند. و کنگره، با مشاهده همه اینها، حداقل هفت لایحه برای محدود کردن یا ممنوع کردن این دسته ارائه داد.
این مقاله به عنوان مقدمهای برای این لحظه است: بورسها واقعاً چه چیزی خریدند، چرا ارزشگذاریها با حجم معاملات ناسازگار است، و چرا خطر قانونی صنعت و پذیرش نهادی آن، به طرز عجیبی، یک داستان هستند.
مورد بررسیترین معامله در این بخش، همچنین بیشترین سوءتفاهم را نیز به همراه دارد، زیرا تحلیلها آن را به عنوان یک شرطبندی روی قمار قیمتگذاری کردند، در حالی که ساختار آن چیز دیگری میگوید.
۲ میلیارد دلار سرمایهگذاری ICE عمدتاً سهمی از کارمزدهای معاملاتی را نخرید. بلکه همراه با سهام، حقوق توزیع جهانی دادههای رویداد-محور پلیمارکت را خرید، و نتایج آن در عرض چند ماه به دست آمد: Polymarket Signals and Sentiment، که در ماه فوریه راهاندازی شد، قیمتگذاری بازارهای پیشبینی بلادرنگ را در قالب فیدهای ساختاریافته برای مشتریان نهادی بستهبندی میکند و از طریق همان سیستم داده ICE که قیمت اوراق قرضه و منحنیهای کالا را به هر ترمینال روی زمین توزیع میکند، به فروش میرسد.
چارچوببندی جفری اسپریچر، رئیس هیئت مدیره، صریح بود و باید به معنای واقعی کلمه در نظر گرفته شود، نه به عنوان شعری برای اعلام معامله: این سرمایهگذاری لایه جدیدی از هوش مالی اضافه میکند. به زبان اپراتور بورس: بازارهای رویدادها محصولی را تولید میکنند که بورسها هرگز نداشتهاند، یعنی احتمالات پیوسته قیمتگذاری شده برای نتایج گسسته جهان، انتخابات، تصمیمات نرخ بهره، جنگها، معرفی محصولات، و شرکتی که توزیع این احتمالات را در اختیار دارد، چیزی شبیه به آنچه بلومبرگ در دادههای مرجع در اختیار دارد، را میپذیرد.
معامله یک کارخانه است؛ داده یک محصول است؛ و ICE، که تمام تاریخچه مدرن آن تبدیل بورسها به شرکتهای داده است، بازی امضای خود را در جدیدترین دسته بورسهای موجود اجرا کرد. همکاری توکنسازی که به این معامله پیوست، و تصاحب استارتاپ زیرساخت دیفای به نام برهما (Brahma) توسط پلیمارکت برای تقویت پشته زنجیرهای خود، تصویر یک پلتفرم را تکمیل میکند که برای زیرساختهای نهادی تجهیز میشود، نه برای خردهفروشی.
با این تفسیر، سایر حرکات این بخش دیگر شبیه حباب به نظر نمیرسند و بیشتر شبیه زنجیره تأمین در حال مونتاژ هستند. معامله کالشی با تریدوب (Tradeweb) نیز به همین سمت اشاره دارد: قیمتگذاری پیشبینیشده که در جریان کار کلان نهادی توزیع میشود، جایی که بازار تصمیم فدرال رزرو یک کازینو نیست، بلکه یک ابزار پوشش ریسک با تعریف رویداد پاکتری نسبت به هر گزینه نرخ بهره است.
صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر ۳۵ میلیون دلاری که به طور مشترک توسط هر دو مدیرعامل حمایت میشود، نشانهای از زیرساخت است، که لایه ابزارها، ترمینالهای سبک بلومبرگ، سیستمهای ریسک را که یک طبقهبندی دارایی در حال بلوغ نیاز دارد، تامین میکند. و پیشبینی سیتیزن بانک (Citizens Bank)، درآمد سالانه ۳ میلیارد دلاری صنعت با مسیری معتبر به سمت ۱۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰، ورود "سل ساید" (فروشندگان اوراق بهادار) برای پوشش دستهای است که بالاخره میتواند آن را مدلسازی کند، زیرا کسبوکارهای مبتنی بر کارمزد-بر-حجم تنها چیزی هستند که وال استریت میداند چگونه ارزشگذاری کند.
حالا به اعداد میپردازیم، زیرا آنها حاوی یک معمای واقعی هستند: رهبر بازار از نظر حجم، پلتفرمی نیست که بزرگترین بورس جهان آن را خریده است، و ارزشگذاریها دادههای عملیاتی را وارونه نشان میدهند.
کالشی از نظر عملیاتی پیشتاز است و نه به صورت جزئی. حجم معاملات ماه ژوئن نزدیک به ۳۱.۵ میلیارد دلار در مقابل ۱۰.۸ میلیارد دلار پلیمارکت، تقریباً سه به یک؛ تخمینهای درآمدی، چه رقم محافظهکارانه ۸۵۰ میلیون دلار کارمزد یا تخمینهای سالانه ۱.۵ میلیارد دلار، که برای بورسهای سنتی میانرده نیز مطلوب خواهد بود؛ رشد ۹۹۴ درصدی سال به سال تا ۲۶۰ میلیون دلار در سال ۲۰۲۵؛ جایگاه نظارتی CFTC که آن را به تنها مرکز کاملاً داخلی و کاملاً قانونی برای معاملات رویدادها در آمریکا تبدیل میکند؛ توزیع از طریق ماشین خردهفروشی صد میلیون حسابی رابینهود؛ و یک توسعه بینالمللی که از طریق برزیل انجام میشود.
ارزشگذاری ۲۲ میلیارد دلاری آن، که در عرض چند ماه دو برابر شده است، قیمتگذاری رهبری مستمر این دسته را نشان میدهد. داستان عملیاتی پلیمارکت نامنظمتر است: برند بزرگتر، نقدینگی عمیقتر بومی کریپتو، تصاحب QCEX برای بازگشت به بازار ایالات متحده با مجوز CFTC که از آن اخراج شده بود، حجم معاملات ماه فوریه که با درخشش جام جهانی به ۲۳ میلیارد دلار رسید، اما حجم ماه ژوئن یک سوم حجم کالشی بود، درآمد هنوز در حال فعالسازی است، کارمزدهای گیرنده فقط در بهار امسال شروع شد، و ارزشگذاری ۹ تا ۱۰ میلیارد دلاری پس از ICE، که اکنون به ۱۵ میلیارد دلار میرسد، با وجود حامی بزرگتر، یک سوم رقیب خود را دنبال میکند.
حل این معما همان تز این مقاله است. کالشی به عنوان یک بورس ارزشگذاری میشود: حجم، کارمزد، رشد، ضرب میشوند. پلیمارکت به عنوان زیرساخت ارزشگذاری میشود: رابطه ICE نه درآمد فعلی آن را قیمتگذاری میکند، بلکه موقعیت آن را به عنوان لایه احتمالات که ICE قصد توزیع آن را دارد، قیمتگذاری میکند، به همان شکلی که ارائهدهندگان شاخص نه بر اساس درآمد خودشان بلکه بر اساس جایگزینناپذیریشان در محصولات دیگران ارزشگذاری میشوند.
دو نظریه متفاوت در مورد اینکه بازار پیشبینی چیست، که توسط دو نوع سرمایه متفاوت نگهداری میشوند، ارزشگذاریهایی را تولید میکنند که با جدول حجم معاملات ناسازگار هستند، و این ناسازگاری، آزمایش زنده این بخش است: آیا پول در اداره کازینو است یا در مالکیت شانس. پاسخ صادقانه، که در تاریخچه خود ICE قابل مشاهده است، این است که دومی معمولاً در طول دههها پیروز میشود، و اولی در این مدت هزینه جنگ را میپردازد.
همه آنچه در بالا ذکر شد در حالی اتفاق افتاد که سیستم حقوقی آمریکا خصومت خود را افزایش داد، و این تناقض یک نکته فرعی نیست؛ بلکه وضعیت تعریفکننده این بخش است.
فهرست پروندهها، که پوشش «جنگ پنجاه ایالتی» این نشریه آن را با جزئیات ترسیم کرده است، فقط متراکمتر شده است: حداقل هفت لایحه که در سال ۲۰۲۶ بازارهای پیشبینی را هدف قرار میدهند، با عنوان «قانون بازارهای پیشبینی قمار هستند» (Prediction Markets Are Gambling Act) دوحزبی از سناتورهای شیف (Schiff) و کورتیس (Curtis)، که به طور کامل بورسهای تحت نظارت CFTC را از فهرست کردن قراردادهای ورزشی منع میکند؛ حکم بازدارنده موقت نوادا علیه کالشی در ماه مارس؛ تنظیمکنندگان بازیهای ایالتی در دهها حوزه قضایی که بر موضع خود پافشاری میکنند که قراردادهای رویداد در مورد ورزشها، شرطبندیهایی در لباس مشتقه هستند؛ و یک گفتمان موازی در مورد معاملات داخلی، که با معاملات مشکوک حول رویدادهای ژئوپلیتیکی در کتاب فراساحلی پلیمارکت تشدید شده و نامههای کنگرهای را به خود جلب کرده است.
CFTC بارها در زمینه برتری فدرال (federal-preemption) مداخله کرده و از این موضع حمایت کرده است که بورسهای تحت نظارت آن منحصراً به آن پاسخگو هستند، همان معماری دقیق، مجوز فدرال در برابر قدرت پلیس ایالتی، که پوشش قبلی ما آن را "خطرات واقعی" این بخش نامید. ورزش مرکز ثقل این جنگ است زیرا ورزش مرکز ثقل درآمد است، و دنیای شیف-کورتیس بزرگترین عضو این دسته را قطع خواهد کرد.
پس چرا چکها همچنان در حال تسویه شدن هستند؟ زیرا سرمایه نهادی به این نتیجه رسیده است که تناقض در یک جهت حل میشود، و این استدلال باید به صراحت بیان شود نه اینکه به عنوان لاف زدن نادیده گرفته شود.
اول، مسئله فدرال در زمینهای در حال پیگیری است که صنعت عمدتاً پیروز میشود: دکترین برتری فدرال (preemption doctrine) از لحاظ تاریخی به نفع بازارهای دارای مجوز فدرال بوده است، و هر دادگاهی که به یک مرکز CFTC اجازه ادامه فعالیت میدهد، اهرم را تقویت میکند.
دوم، اقتصاد سیاسی با هر تصاحب تغییر میکند: وقتی شرکت مادر NYSE لایه شانسها را در اختیار دارد، وقتی درآمدهای رابینهود به قراردادهای رویداد وابسته است، وقتی تریدوب قیمتگذاری را توزیع میکند، ممنوعیت دیگر یک لایحه حمایت از مصرفکننده نیست، بلکه حملهای به زیرساخت بورس محسوب میشود، و زیرساخت بورس بهترین لابیگرانی را دارد که پول میتواند استخدام کند.
سوم، تز دادهها به گونهای در برابر حوزه قضایی مقاوم است که تز معاملات اینطور نیست: حتی یک بازار پیشبینی آمریکایی که ورزش در آن ممنوع شده و توسط ایالتها مورد آزار قرار گرفته است، دادههای احتمالی در مورد همه چیزهای دیگر، انتخابات، نرخها، ژئوپلیتیک را تولید میکند، و محصول دادهای که ICE خریداری کرده، بدون توجه به اینکه معاملات در کجا مجوز دارند، در سطح جهانی جابجا میشود.
ارزشگذاریها، اگر به درستی خوانده شوند، جنگ قانونی را نادیده نمیگیرند؛ آنها نتیجه آن را قیمتگذاری میکنند، یعنی یک دسته نهادی شده و تحت کنترل فدرال که دعاوی قضایی ناهموار در سطح ایالت، هزینه ایجاد مانع ورود به بازار است، زیرا همان پیچیدگی قانونی که مانع از فعالیت فعالان کنونی میشود، از ورود تازه واردان جلوگیری میکند. اینکه آیا این قیمتگذاری درست است، سؤال این دهه است. اما اینکه این قیمتگذاری وجود دارد، دیگر جای تردید نیست، و انتخابات میاندورهای نوامبر، بزرگترین رویداد حجمی این دسته که در میانه بزرگترین مبارزه قانونی آن قرار میگیرد، اولین آزمایش کامل هر دو تز به طور همزمان خواهد بود.
بین بورس تنظیمشده کالشی و کتاب بومی کریپتو پلیمارکت، جبهه سومی در جریان است که این نشریه از منظر سودآوری آن را دنبال کرده است، و نقشه کلی بدون آن ناقص است: کارگزاریها، که مشتریانی را در اختیار دارند که همه دیگران برای رسیدن به آنها هزینه میکنند.
ارقام رابینهود قبل از هر تزی این موضوع را ثابت کردند: درآمد قراردادهای رویداد ۱۴۷ میلیون دلار در یک سه ماهه، با رشد ۳۲۰ درصدی، که از کل کسبوکار معاملاتی کریپتو این شرکت بیشتر بود، بر اساس ۸.۸ میلیارد قرارداد، با اقتصادیات توزیعی که هیچ پلتفرم مستقلی نمیتواند با آن رقابت کند، زیرا مشتری نهایی از قبل اپلیکیشن، حساب و موجودی را دارد. واکنش این شرکت به دادههای خودش، یکپارچهسازی عمودی بود، سرمایهگذاری در بورس روثرا (Rothera)، که رابینهود را از بزرگترین توزیعکننده کالشی به رقیب آیندهاش تبدیل میکند، توالیای که هر اقتصاددان پلتفرم آن را میشناسد: توزیع، یادگیری حاشیه سود، سپس مالکیت محل معامله.
رکوردهای جهانی جام جهانی در آن سه ماهه، با معامله ۳۱ میلیارد دلار در یک ماه توسط کالشی و جریان کارگزاریهای خردهفروشی به عنوان یک منبع اصلی، وضعیت پایدار را پیشبینی کرد: حجم پیشبینی به عنوان یک ویژگی استاندارد در هر اپلیکیشن معاملاتی خردهفروشی، همانطور که گزینهها به این شکل درآمدند، با مکانهایی که برای زیرساختها به اندازه معاملهگران رقابت میکنند.
جبهه خردهفروشی، خطرات جنگ قانونی را نیز بازتعریف میکند. هفت لایحه و اقدامات ایالتی، مکانهای معاملاتی را هدف قرار میدهند، اما اهرمی که واقعاً قراردادهای رویداد را به خانههای آمریکاییها آورد، یکپارچگی کارگزاریها است: شرکتهای تنظیمشده با مجوزهای حفاظتی، که قراردادهای فهرستشده CFTC را به حسابهای بازار انبوه توزیع میکنند، و هر ممنوعیت قانونی باید از طریق لابی کارگزاریها و همچنین لابی بورسها صورت گیرد، ائتلافی که از لحاظ تاریخی مؤثرترین در سیاستهای مالی بوده است.
همچنین، انتقادات مربوط به معاملات داخلی و حمایت از مصرفکننده را تشدید میکند، زیرا مشتری خردهفروشی که در یک اپلیکیشن سهام، قرارداد انتخاباتی میخرد، دقیقاً همان شرکتکنندهای است که چارچوب قمار در مورد آن نگران است، و واکنش صنعت، رژیمهای نظارتی خودکار، استانداردهای طراحی قرارداد، محدودیتهای موقعیت، تحت این پرتو نوشته خواهد شد. چارچوب صادقانه این مجموعه، هر سه جبهه را به طور همزمان در بر میگیرد: یک جنگ بورس برای حجم، یک جنگ داده برای اهمیت نهادی، و یک جنگ توزیع برای پیشفرض خردهفروشی، با همان آزمایش استرس نوامبر که برای هر سه برنامهریزی شده است.
شمارش آرای شیف-کورتیس. لایحه ممنوعیت ورزشی تنها ابزار قانونی است که محاسبات درآمد را تغییر میدهد نه محاسبات انطباق را. پیشرفت آن در کمیته و اینکه آیا اثر انگشت لابی بورس در اصلاحات آن ظاهر میشود، نشان خواهد داد که اقتصاد سیاسی تا کجا تغییر کرده است.
مکانیسمهای بازگشت پلیمارکت به آمریکا. تبدیل مجوز QCEX به عملیات زنده و با کارمزد در آمریکا، رویدادی است که دو رقیب را برای اولین بار در یک عرصه نظارتی و یک جدول درآمد قابل مقایسه قرار میدهد. شکاف ارزشگذاری در آنجا مشخص میشود.
پذیرش محصولات داده. فیدهای سیگنال در ترمینالها، معیارهای یکپارچهسازی تریدوب، اولین نامههای صندوقهای پوشش ریسک که قیمتگذاری بازارهای پیشبینی را به عنوان یک ورودی ذکر میکنند: تز ICE قابل ابطال است، و شواهد آن درآمد اشتراکی خواهد بود، نه حجم معاملات.
نوامبر میاندورهای. حجمهای رکوردشکن قطعی هستند؛ آزمایشها عبارتند از یکپارچگی عملیاتی تحت بار اوج، اخبار معاملات داخلی تحت حداکثر نظارت، و اینکه آیا جنگ قوانین ایالتی حکمی را صادر میکند که واقعاً معاملات را در طول رویداد مختل کند. دوران نهادی این دسته یا اولین انتخابات آمریکایی خود را به عنوان زیرساخت پشت سر میگذارد، یا نمیگذارد.
یک کالیبراسیون نهایی برای مجموعه ای که این مقاله آغاز میکند: مورد منفی صادقانه، بدون خوشبینی ارزشگذاریها. درآمد این دسته در ورزش متمرکز است، دقیقاً همان بخشی که یک لایحه دوحزبی در حال بررسی آن را ممنوع خواهد کرد؛ آمار رشد آن با جام جهانی افزایش یافته و با سال ۲۰۲۷ آرامتری مواجه خواهد شد؛ دو رهبر آن در حال سوزاندن سرمایه خطرپذیر برای جذب مشتری در جنگ کارمزدی هستند که قبلاً جفتهای تبلیغاتی بدون کارمزد را تولید کرده است؛ سطح معاملات داخلی آن، بازارهایی در مورد رویدادهایی که شرکتکنندگان میتوانند بر آنها تأثیر بگذارند یا از قبل بدانند، از نظر ساختاری بدتر از سهام است و قبلاً توجه کنگره را به خود جلب کرده است؛ و تز دادههای نهادی آن، هرچند ظریف، در حال حاضر کسری از درآمد معاملات را ثبت میکند، به این معنی که ارزشگذاریها بر بخشی متکی هستند که بیشترین آسیبپذیری را در برابر قانون دارد و کمترین اثبات را تحت فشار نشان داده است.
اگر چارچوب شیف-کورتیس تصویب شود، اگر یک دادگاه عالی ایالتی سپر برتری فدرال را بشکند، یا اگر نوامبر یک رسوایی دستکاری گسترده را به بار آورد، ارقام ۲۲ میلیارد دلاری و ۱۵ میلیارد دلاری به عنوان یادگارهایی از همان شور و شوقی که هر موج نوآوری مالی قبلی را در اوج قانونگذاری آن قیمتگذاری کرده بود، مجدداً قیمتگذاری خواهند شد.
مورد مثبت، که در بالا بحث شد، این است که بورسها قبلاً این دسته را به قدری سیستمی کردهاند که نمیتوان آن را از بین برد. مورد منفی این است که کنگره قبلاً چیزهای سیستمی را از بین برده است، و شرطبندی بر عادیسازی قانونی قمار، سرمایهگذاران پیچیده را برای یک قرن به دردسر انداخته است. پوشش این مجموعه هر دو را در بر خواهد گرفت، که تنها راه صادقانه برای پوشش صنعتی است که تجارت تعریفکنندهاش، به طرز شایستهای، یک قرارداد باینری در مورد بقای خودش است.
تعهد کلی ۲ میلیارد دلاری: ۱ میلیارد دلار در اکتبر ۲۰۲۵، ۶۰۰ میلیون دلار دیگر برای تکمیل قرارداد در مارس ۲۰۲۶، به علاوه تا ۴۰ میلیون دلار در خرید ثانویه از دارندگان موجود. ساختار بر حقوق توزیع جهانی دادههای رویداد پلیمارکت در کنار سهام متمرکز است، و ICE فیدهای احتمالات نهادی، Polymarket Signals and Sentiment، را در ماه فوریه راهاندازی کرد، با همکاری توکنسازی که به این شراکت پیوست.
کالشی از نظر عملیاتی پیشتاز است: تقریباً ۳۱.۵ میلیارد دلار حجم معاملات در ژوئن در مقابل ۱۰.۸ میلیارد دلار پلیمارکت، درآمد کارمزد تخمینی بین ۸۵۰ میلیون دلار تا ۱.۵ میلیارد دلار سالانه، تحت نظارت CFTC، توزیع از طریق رابینهود، و گسترش به برزیل، با ارزشگذاری ۲۲ میلیارد دلار پس از جذب سرمایه یک میلیارد دلاری در بهار امسال. پلیمارکت دارای برند بزرگتر، نقدینگی بومی کریپتو، شراکت با ICE، و مسیری برای ورود مجدد به آمریکا با مجوز CFTC از طریق تصاحب QCEX، با ارزشگذاری ۹ تا ۱۰ میلیارد دلار و هدفگذاری ۱۵ میلیارد دلار است.
بر اساس تفسیر ساختار معامله، به دلیل دادهها. بازارهای پیشبینی به طور مداوم احتمالات رویدادهای گسسته، انتخابات، تصمیمات نرخ بهره، و نتایج ژئوپلیتیکی را قیمتگذاری میکنند، محصول دادهای که بورسهای سنتی هرگز تولید نکردهاند، و کسبوکار مدرن ICE، توزیع داده به اندازه معاملات است. جفری اسپریچر، رئیس هیئت مدیره، این سرمایهگذاری را به عنوان یک لایه جدید از هوش مالی معرفی کرد، و راهاندازی فیدهای نهادی در ماه فوریه دقیقاً این تز را اجرا کرد.
ارقام رهبران به شدت نشان میدهند بله، البته با احتیاط. تخمینهای درآمد کالشی از ۸۵۰ میلیون دلار کارمزد تا ۱.۵ میلیارد دلار سالانه با رشد ۹۹۴ درصدی تا سال ۲۰۲۵ متغیر است؛ پلیمارکت تنها در بهار امسال شروع به دریافت کارمزد از گیرندگان کرد، با پیشبینیهای اولیه سالانه حدود ۳۰۰ میلیون دلار؛ و خط قراردادهای رویداد رابینهود در یک سه ماهه به ۱۴۷ میلیون دلار رسید و از درآمد کریپتو آن فراتر رفت. سیتیزن بانک (Citizens Bank) این صنعت را با نرخ اجرایی ۳ میلیارد دلار و مسیری به سمت ۱۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۳۰ مدلسازی میکند.
چند لایه است. حداقل هفت لایحه در سال ۲۰۲۶ این دسته را هدف قرار میدهند، که در راس آنها «قانون بازارهای پیشبینی قمار هستند» دوحزبی شیف-کورتیس قرار دارد، که قراردادهای ورزشی را در بورسهای تحت نظارت CFTC، بزرگترین منبع درآمد این بخش، ممنوع میکند. تنظیمکنندگان بازیهای ایالتی در دهها حوزه قضایی در حال طرح دعوا هستند که قراردادهای رویداد شرطبندیهای بدون مجوز هستند، با برنده شدن نوادا در یک حکم بازدارنده موقت علیه کالشی در ماه مارس، در حالی که CFTC از برتری فدرال حمایت میکند، همان برخورد قانون اساسی که پوشش قبلی این نشریه آن را ترسیم کرده بود.
زیرا این سرمایهها در حال قیمتگذاری یک نتیجه نهایی حلشده هستند: دکترین برتری فدرال از لحاظ تاریخی به نفع مجوزهای فدرال بوده است، هر تصاحب، اقتصاد سیاسی را تغییر میدهد، ممنوع کردن دلالان شرطبندی آسانتر از ممنوع کردن لایه داده NYSE است، و تز دادههای احتمالی حتی از احکام معاملاتی نامطلوب نیز جان سالم به در میبرد، زیرا دادهها بدون توجه به محل صدور مجوز معاملات، در سطح جهانی توزیع میشوند. ارزشگذاریها جنگ قانونی را به عنوان هزینه ساخت مانع ورود به بازار تلقی میکنند، که در حالی که فعالان کنونی را تثبیت میکند، از ورود تازه واردان جلوگیری میکند.
یک صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر ۳۵ میلیون دلاری با هدف بخش بازار پیشبینی، که توسط مدیران عامل کالشی و پلیمارکت حمایت میشود، و زیرساختهایی مانند ابزارهای تحلیلی و ترمینالهای سبک بلومبرگ را برای بازارهای رویداد تامین مالی میکند. این که اپراتورهای رقیب به طور مشترک زنجیره تامین بخش خود را تامین مالی میکنند، واضحترین نشانه است که هر دو رشد این بخش و مشروعیت نهادی آن را به عنوان یک دارایی مشترک میبینند که بر رقابت آنها مقدم است.
چهار چیز: پیشرفت لایحه شیف-کورتیس در کمیته، تنها ابزاری که درآمد را تغییر میدهد نه انطباق را؛ عملیاتی شدن و فعال شدن عملیات پلیمارکت در آمریکا با مجوز QCEX، که هر دو رقیب را در یک عرصه قرار میدهد؛ شواهد پذیرش فیدهای داده نهادی، جایی که تز ICE قابل ابطال است؛ و انتخابات میاندورهای نوامبر، بزرگترین رویداد حجمی این دسته که با بزرگترین مبارزه قانونی آن برخورد میکند، اولین آزمایش کامل و گسترده دوران نهادی. این یک تحلیل آموزشی است، نه مشاوره سرمایهگذاری.
سلب مسئولیت: این مقاله صرفاً برای اطلاعرسانی و اهداف آموزشی است و به منزله مشاوره مالی یا سرمایهگذاری نیست. ارزشگذاریها، حجمها و ارقام درآمدی از گزارشها و تخمینهایی گرفته شدهاند که بسته به منبع متفاوت بوده و به سرعت تغییر میکنند، و قوانین و دعاوی در حال بررسی که در اینجا شرح داده شدهاند، حل نشدهاند. هیچ چیز در اینجا توصیهای در مورد هیچ شرکت، توکن یا قرارداد نیست. همیشه تحقیق خود را انجام دهید. اطلاعات تا تاریخ ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۶ دقیق است.