
OpenClaw بزرگترین بهروزرسانی خود را در طول آخر هفته منتشر کرد. تیم آن را OpenClaw 2.0 نامیده است. آنها همچنین آن را "تصادفی" خواندند که خب، به آن خواهیم پرداخت.
یادداشتهای انتشار به نصب، پیامرسانی، حافظه، مهارتها، مدلها، اتوماسیونها، مرورگر، برنامههای بومی، افزونهها و امنیت — اساساً هر چیزی که یک کاربر باید بداند — اشاره میکنند.
بر اساس پست اعلامیه، 933 مشارکتکننده، که 569 نفر از آنها برای اولین بار مشارکت داشتند، با بیش از 16,000 پول ریکوئست در این پروژه همکاری کردند. این تقریباً نیمی از کل پول ریکوئستهایی است که OpenClaw تا کنون در یک انتشار واحد ادغام و عرضه کرده است.
OpenClaw یک چارچوب خودمیزبان و متنباز است که یک LLM را به یک عامل تبدیل میکند که با بستن تب از بین نمیرود. این عامل روی دستگاه شما زندگی میکند، طبق برنامه خود بیدار میشود و از طریق واتساپ، تلگرام، دیسکورد یا سیگنال با شما صحبت میکند به جای اینکه مودبانه در یک پنجره چت منتظر بماند. به آن اجازه دهید و به ایمیل، تقویم، فایلها و شل شما دسترسی پیدا خواهد کرد.
پیتر اشتاینبرگر، توسعهدهنده اتریشی، آن را پس از کنارهگیری از شرکتش PSPDFKit ساخت. پروژه او در عرض چند هفته 147,000 ستاره گیتهاب را به دست آورد و یک اکوسیستم کامل از انشعابات و یک شبکه اجتماعی کاملاً عجیب و غریب فقط برای هوش مصنوعی به نام Moltbook را آغاز کرد.
اشتاینبرگر در فوریه به OpenAI پیوست تا هدایت تلاشهای مربوط به عامل شخصیاش را بر عهده بگیرد. خود OpenClaw به OpenAI نپیوست. این پروژه به یک سازمان غیرانتفاعی مستقل، بنیاد OpenClaw، منتقل شد و OpenAI به عنوان یکی از شرکا در کنار مایکروسافت، گیتهاب، انویدیا، آتلاسیان و تنسنت فهرست شد. ظاهراً مستقل.
برنامه برای این بهروزرسانی OpenClaw در واقع نسبتاً کوچک بود و بر سادهسازی نصب و بازسازی اپلیکیشن مرورگر تمرکز داشت. همین.
سپس تیم واقعاً تلاش کرد تا آن را به درستی انجام دهد و به حافظه، مدلها، افزونهها، پیامرسانی و امنیت دست زد. پیش از این انتشار، OpenClaw در 230 روز 106 نسخه منتشر کرده بود – اساساً روزانه. هفت هفته بدون انتشار چیزی، به اعتراف خودشان، عادی نبود.
آنها آن زمان اضافی را صرف اطمینان از عدم خرابی نصبهای موجود هنگام بهروزرسانی کردند، که اگر قبلاً از OpenClaw استفاده کرده باشید کاملاً عادی است. از این رو هشدار چشمکزن در یادداشتهای انتشار در مورد پشتیبانگیری از جلسات قبل از دست زدن به ذخیرهسازی جدید SQLite.
پس "تصادفی" یک شعار بازاریابی نیست. این اعتراف تیم به "scope creep" (افزایش ناخواسته دامنه پروژه) در عموم است. دو اصلاح کوچک – راهاندازی اولیه، مرورگر – همه چیزهای دیگر را به داخل کشید، زیرا همه چیزهای دیگر به همان کدی که آنها در حال بازنویسی بودند دست میزدند.
هانس رودولف، مدیر جامعه OpenClaw، این موضوع را اینگونه بیان میکند که OpenClaw از "غذای سگ" خود میخورد: به محض اینکه تیم شروع به اجرای گردش کار خود از طریق جلسات چندنفره کرد، شکافهای موجود در طراحی قدیمی تککاربره آنقدر آشکار شد که نمیتوانستند آنها را نادیده بگیرند. بنابراین آنها این کار را نکردند. اینگونه است که به جای دو درخواست کشش، 16,000 درخواست کشش به دست میآورید.
راهاندازی اکنون با بررسی آنچه از قبل دارید شروع میشود – یک اشتراک موجود Claude یا ChatGPT، یک کلید API، یک مدل محلی Ollama – قبل از اینکه از شما بخواهد چیز جدیدی را پیکربندی کنید. این بررسی میکند که آیا مدل واقعاً کار میکند یا خیر، سپس آن را ذخیره میکند و مستقیماً شما را به یک مکالمه واقعی میاندازد، به جای صفحهتنظیماتی که هیچکس نمیخواست آن را ببیند.
رابط کاربری کنترل (Control UI) حول محور چت بازسازی شد، به جای یک داشبورد نمای کلی جداگانه، که آن را در خانواده بصری ChatGPT، Claude و Gemini قرار میدهد. فایلها، تغییرات گیت (Git diffs)، وضعیت پول ریکوئستها، یک پنل مرورگر و یک ترمینال، همگی اکنون در کنار مکالمه قرار دارند، به جای اینکه شما را مجبور به جابجایی بین پنج ابزار مختلف کنند.
تیم ادعا میکند که یک تست تأخیر شبیهسازیشده، درخواستهای اولیه جاوا اسکریپت را از 140 به 45 و زمان راهاندازی را از 1.6 ثانیه به 575 میلیثانیه کاهش داده است. سریعتر، سریعتر است؛ این اعداد را به حساب خود بگذارید.
ویژگی اصلی، جلسات ابری مشترک است – کار یک عامل به چیزی تبدیل میشود که یک همکار میتواند بدون از بین رفتن زمینه، در میانه کار وارد آن شود. اشتاینبرگر در X گفت که تیم خودش ابزارهای کدنویسی محلی فردی را کنار گذاشته و از یک تنظیمات مشترک در team.openclaw.ai استفاده میکند و ابزارهای محلی را "آثار گذشته" میخواند.
امنیت نیز متناسب با آن بهروز شد. OpenClaw 2.0 تأییدیههای مربوط به درخواست، مجوزهای فرمان محدود به آرگومانهای خاص را اضافه میکند، و موارد پیچیدهتر شامل سندباکس (sandboxing) داکر و پادمن (Podman)، اجرای مبتنی بر نقش، و یک مخزن اسرار (Secret Store) محدود به تیم است که میتواند یک اعتبارنامه را در یک درخواست قرار دهد بدون اینکه هرگز آن را به مدل نشان دهد.
نکته: سندباکس و تأییدیهها هنوز به صورت پیشفرض خاموش هستند. مستندات خود OpenClaw میگوید که یک Gateway برابر با یک دامنه اعتماد است، نه دیواری بین افرادی که به یکدیگر اعتماد ندارند. اگر شرکت شما به جداسازی واقعی مستأجرین نیاز دارد، باید Gatewaysهای جداگانه – که OpenClaw آنها را "سلول" (cells) مینامد – را راهاندازی کنید، نه اینکه فقط یک سوئیچ را فعال کنید.
OpenClaw میدان را به تنهایی در اختیار نداشته است. Hermes Agent از Nous Research، که اولین بار در ماه مارس معرفی شد، تمام رویکرد خود را بر اساس عدم شباهت به OpenClaw بنا نهاد: حافظه رویهای که گردشهای کاری موفق را به مهارتهای قابل استفاده مجدد به صورت خودکار تبدیل میکند، و پیشفرضهای امنیتی که فرض نمیکنند شما تنها کسی هستید که هرگز به دستگاه دست خواهید زد.
OpenClaw یک دیمن Gateway را از عاملهای مسیریابیشدهاش جدا میکند. هرمس حلقه مکالمه، ارسال ابزار و حافظه را در یک کلاس عامل فشرده میکند – مقیاسبندی آن کثیفتر، اما درک آن سادهتر است. حکم کلی که تمام سال در اطراف میچرخید: OpenClaw در اکوسیستم و وسعت کانال برنده میشود، هرمس در بهبود خود و عدم انتشار باز به طور پیشفرض برنده میشود.
سندباکس جدید OpenClaw 2.0 این شکاف را کاهش میدهد. اما آن را کاملاً از بین نمیبرد. تنظیمات سختگیرانهتر هنوز نیاز به کسی دارند که واقعاً آنها را روشن کند.
کاربران موجود از طریق مسیر CLI معمولی بهروزرسانی میکنند. ابتدا نکات دقیق را بخوانید – جلساتی که پس از انتقال SQLite ایجاد شدهاند، در صورت بازگشت به نسخه قبلی بدون پشتیبان، نمایش داده نمیشوند.
کاربران جدید از طریق راهنمای راهاندازی OpenClaw اقدام میکنند، که اکنون شامل راهاندازی هدایتشده در مک، ویندوز، لینوکس، آیفون، آیپد و اندروید است، بهعلاوه واردات مرحلهای برای هر کسی که از Claude، Codex یا خود Hermes مهاجرت میکند.
همچنان رایگان است، همچنان تحت مجوز MIT، و همچنان در github.com/openclaw/openclaw موجود است.





