
قرار بود استیبلکوینها از سیستم بانکی دور بزنند. اما در عوض، شرکتهایی که آنها را گسترش میدهند، عمیقتر از آنچه کسی پیشبینی میکرد، در حال ادغام با آن هستند.
استرایپ ۱.۱ میلیارد دلار برای Bridge پرداخت کرد، که محصول اصلی آن هماهنگسازی بانکها است. سیتی در حال راهاندازی خدمات نگهداری رمزارز است. استاندارد چارترد در سنگاپور تسویه استیبلکوین را آزمایش میکند. یک به یک، اپراتورهایی که حجم سازمانی را جابجا میکنند، به همان معماری میرسند.
یک پرداخت فرامرزی سازمانی سه بخش دارد. پول پرداختکننده با واحد پول محلی از طریق سیستمهای محلی جابجا میشود – مثلاً یک واردکننده برزیلی که با BRL از طریق Pix پرداخت میکند. دریافتکننده نیز در سوی خود، ارز محلی را دریافت میکند – مثلاً تامینکنندهای که دلار را در حساب خود جمعآوری میکند.
در این میان، بخش میانی قرار دارد: انتقال ارزش از یک نهاد به نهاد دیگر در آن سوی مرز. این بخش زمانی از طریق بانکداری کارگزاری انجام میشد، پیامهای SWIFT بین بانکهای واسطه جابجا میشدند، هر کدام حسابهایی با دیگری داشتند و هر کدام یک روز و یک کارمزد اضافه میکردند. وقتی هر دو نهاد یک استیبلکوین را میپذیرند، این بخش در عرض چند ثانیه به صورت درون زنجیرهای تسویه میشود. بانکها هنوز مالک دو بخش دیگر هستند.
این تقسیم کار است. استیبلکوینها بخش میانی را تسویه میکنند. هر جریانی همچنان با پول فیات آغاز و به پایان میرسد، و اینجاست که نقش بانکها غیرقابل مذاکره است: نقطه ورود، لنگر انطباق و سیستمهای محلی در هر بازاری که پرداخت در آن انجام میشود. شرکتهایی که بر روی ریلهای استیبلکوین مقیاسپذیر میشوند، گام به گام در سیستم بانکی ادغام شدهاند.
هر جریان پرداخت سازمانی در یک حساب بانکی آغاز میشود. حقوق و دستمزد، فاکتورهای تامینکننده، درآمدهای مشتری و توزیع سرمایه همگی در قالب فیات هستند، آنها از طریق زیرساخت مالی قانونمند جابجا میشوند، و شرکتهای ارسالکننده و دریافتکننده این زیرساخت را صرفنظر از ترجیحات ارائهدهنده پرداخت حفظ میکنند.
مقیاس این شکاف، این نکته را ملموس میکند. بازار پرداختهای فرامرزی در سال ۲۰۲۵ به ۲۰۸ تریلیون دلار رسید، طبق گزارش FXC Intelligence. پرداختهای واقعی استیبلکوین در اواخر سال ۲۰۲۵، حدود ۳۹۰ میلیارد دلار در سال بوده، بر اساس گزارشهای مککینزی و آرتمیس، که تقریباً ۰.۰۲٪ از حجم پرداختهای جهانی در هر دو جریان فرامرزی و داخلی را تشکیل میدهد. ارقام عنوان شده ۳۰ تریلیون دلار یا بیشتر در "حجم" سالانه استیبلکوین بیشتر نشاندهنده رباتها، جریانهای صرافی و معاملات خودکار هستند تا پرداختها. میز خزانهداری یک صندوق تامینی، شرکتی که حقوق و دستمزد را در سی کشور پرداخت میکند، و یک صرافی که برداشتهای سازمانی را تسویه میکند، همگی با فیات آغاز میشوند.
سوال این اپراتورها این است که کدام زیرساخت بانکی به طور مطمئن به کدام ریلهای تسویه متصل میشود، و چه کسی آن را با عمق کافی برای نگهداری حجم سازمانی ساخته است. بیشتر شرکتهای استیبلکوین در پاسخ به این سوال مشکل دارند.
در حجم پرداخت سالانه ۵۰ میلیون دلار، یک رابطه بانکی، یک صادرکننده استیبلکوین و یک لایه انطباق، بار را به دوش میکشند. در ۵۰۰ میلیون دلار، جریانها از آنها پیشی میگیرند. در ۱۰ میلیارد دلار، دیگر سوال این نیست که فناوری شما چقدر خوب است – بلکه این است که پشته بانکی، ارزی و مجوزدهی شما در چند کریدور میتواند واقعاً کار کند. حجم به دنبال زیرساخت میآید.
برزیل این الگو را به تصویر میکشد. Pix، سیستم پرداخت آنی این کشور، بیش از ۳۵ تریلیون رئال برزیل (حدود ۶.۳ تریلیون دلار) را در سال ۲۰۲۵ جابجا کرد، و تراکنشهای B2B بر اساس تجزیه و تحلیل خود بانک مرکزی، ۴۷٪ از این ارزش را تشکیل میدادند. تسویه BRL، دسترسی به ریلهای محلی و زیرساخت FX همگی در حجم سازمانی اجباری میشوند.
هر لایه سالها زمان برای ایجاد رابطه با بانکها، رگولاتورها و طرفهای محلی میبرد. خود مکانیسم استیبلکوین به خوبی کار میکند. پل رگوله شده فیات به رمزارز، پشته بانکی چند کریدوری و زیرساخت FX که تبدیل چند ارزی را در مقیاس بزرگ انجام میدهد، جایی است که رشد متوقف میشود. شرکتهایی که در مقیاس متوسط به سقف میرسند، تقریباً هرگز توسط لایه رمزارز متوقف نمیشوند. آنها توسط لایه بانکی که هرگز نساختهاند، متوقف میشوند.
وابستگی به یک بانک، دست کم گرفتهشدهترین ریسک عملیاتی در پرداختهای رمزارز امروز است. بیشتر شرکتهایی که از ریلهای استیبلکوین استفاده میکنند، به یک شریک بانکی اصلی تکیه دارند.
بانکها بدون هشدار قبلی از برنامههای فینتک و رمزارز خارج میشوند. آنها پس از یک تغییر نظارتی، کریدورها را ترک میکنند. زمانی که مدیریت تغییر میکند یا بازبینی انطباق نتایج نامطلوبی دارد، اشتهای ریسکپذیری خود را بازبینی میکنند. تاریخ اخیر شواهد را ارائه میدهد. تعطیلی سیلورگیت، ورشکستگی سیگنچر بانک، و "نامههای توقف" FDIC که کوینبیس بعداً از طریق درخواستهای سوابق عمومی به دست آورد، همگی الگوی مشابهی را نشان میدهند. در مارس ۲۰۲۶، FTC نامههای هشدار رسمی به پیپال، استرایپ، ویزا و مسترکارت در مورد رویههای قطع خدمات بانکی ارسال کرد، که بخشی از یک تلاش گستردهتر فدرال است که به فرمان اجرایی اوت ۲۰۲۵ بازمیگردد.
برای شرکتی که تنها یک طرف بانکی دارد، از دست دادن آن رابطه به معنای توقف فوری عملیاتی است. پاسخ، عمق بانکی است که از دست دادن آن را قابل تحمل میکند. این به معنای اتصالات رگوله شده متعدد، دسترسی به ریلهای اضافی، و معماری انطباقی است که هر حوزه قضایی در کریدورهای عملیاتی را راضی میکند. ساخت این پایه و اساس زمان و هزینه میبرد، و زمانی که تنظیمات نمایشی فرو میریزند، پایدار میماند.
غریزه رمزارز-محور، انطباق را اصطکاک و بانکداری را سربار سنتی تلقی میکند. این دیدگاه در مقیاس کوچک، جایی که طرفهای مقابل کاربران خردهپا هستند، دوام میآورد. اما زمانی که طرفهای مقابل، مدیران مالی شرکتهای چندملیتی، تیمهای خزانهداری صندوقهای جهانی و مسئولان انطباق در صرافیهای رده اول هستند، فرو میریزد. این خریداران، شرکای زیرساختی خود را به همان استانداردهای نظارتی که خودشان پاسخگو هستند، وادار میکنند.
قانونگذاری اکنون این نکته را تقویت میکند. قانون GENIUS، که در ژوئیه ۲۰۲۵ امضا شد، انتشار استیبلکوینهای منطبق را به الزامات ذخیره در سطح بانک، افشاگری و مجوزدهی گره میزند. حتی در مواردی که قوانین به صادرکنندگان غیربانکی اجازه میدهند، آنها حجم قابل توجهی را به سمت شراکتهای بانکی و ذخایر نگهداری شده توسط بانک سوق میدهند. یک نظرسنجی EY-Parthenon نشان داد که ۱۳٪ از موسسات مالی و شرکتها در حال حاضر از استیبلکوین استفاده میکنند، در حالی که ۸۰٪ از غیرکاربران به طور فعال در حال بررسی پذیرش آن هستند.
تقاضا در حال افزایش است. گلوگاه، عرضه زیرساخت قانونمند و در سطح سازمانی است که خریداران شرکتی به آن اعتماد دارند. یک شرکت استیبلکوین که نمیتواند عمق مجوزدهی، اتصال بانکی و انطباق قابل دفاع را نشان دهد، معاملات سازمانی را به رقیبی میبازد که میتواند.
شرکتهایی که زیرساخت پرداخت را میسازند که در مقیاس سازمانی پایدار میماند، به جای دوری کردن، با بانکها ادغام میشوند.
آنها اتصال بانکی قانونمند را در چندین طرف، دسترسی به ریلهای محلی در کریدورهای مهم، زیرساخت FX که تبدیل چند ارزی را مدیریت میکند، و تسویه استیبلکوین را به عنوان لایه برنامهریزیپذیر روی آن ترکیب میکنند. پرداختهای B2B استیبلکوین در اواخر سال ۲۰۲۵ به نرخ سالانه حدود ۲۲۶ میلیارد دلار رسید که ۷۳۳٪ نسبت به سال قبل رشد داشت، و این رشد در شرکتهایی متمرکز بود که ابتدا لایه بانکی را حل کردند.
استیبلکوینها از طریق سرعت، قابلیت برنامهریزی، تسویه ۲۴ ساعته و کاهش اصطکاک کارگزاری، ارزش افزوده ایجاد میکنند. این مزایا زمانی قابل دسترسی میشوند که بنیاد بانکی در زیر آنها وجود داشته باشد. زیرساختی که در یک نمایش آزمایشی خوب عمل میکند اما در حجم تولیدی شکست میخورد، محصولی است که هرگز تکمیل نشده است.
برناردو بریتس همبنیانگذار و مدیرعامل Trace Finance است، شرکتی که زیرساخت بانکداری قانونمند و تسویه استیبلکوین را برای برزیل، ایالات متحده و بازارهای نوظهور میسازد. دیدگاههای مطرح شده در اینجا، بازتاب نقطه نظر تجاری او در آن بازار است.








